عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥ - حدود ولايت پدر و جد
ترجمه:
و امّا صورت دوّم:
اگر زوج و ولى دختر با هم توافق داشته و نزاعى بينشان نباشد عقد صحيح است ولى اگر با هم اختلاف نموده و هركدام معقودهاى را ادّعاء كنند غير از معقوده ديگرى حكم آن است كه اگر شوهر تمام را ديده پدر دخترها قسم بخورد و مدعاى او ثابت شده و عقد صحيح مىباشد ولى در صورتى كه شوهر هيچ يك را نديده باشد عقد باطل است.
اولياء عقد در نكاح
در باب نكاح غير از پدر و جدّ پدرى اگر چه جدّ اعلى باشد و نيز آقا و حاكم و وصى احدى ديگر ولايت بر معقود و معقوده ندارد.
حدود ولايت پدر و جدّ
ولايتى كه از باب قرابت براى پدر و جدّ مىباشد بر دختر نابالغ يا ديوانه يا دختر بالغ عاقلى كه سفيه بوده و نيز بر فرزند ذكورى كه كه متّصف بيكى از اوصاف سهگانه باشد ثابت است.
امّا بر دختر باكرهاى كه بالغه و رشيده باشد بنابر اصح اقوال ثابت نيست.
فرع
اگر ولى دختر او را عضل [١] كند بين ارباب فتوى جاى صحبت و بحث نيست كه ولايتش ساقط مىشود.
فرع
مولى و آقا مىتواند به واسطه ولايتى كه دارد مملوك و رقيق خود را تزويج كند اعم از آنكه مملوك مذكّر بوده يا مؤنّث باشد.
[١] مقصود از « عضل » اين است كه ولى با بودن كفو و تمايل دختر به همسرى با وى او را به ازدواج با غير كفو وادار نمايد.